تبليغاتX
ژئوپلوتیک و جغرافیای سیاسی ایران

درباره تعریف  ژئوپلوتیک و جغرافیای سیاسی لازم به ذکر پاره ای از مطالب است که  در این مقاله به آن خواهم پرداخت . هدف از این امر فراهم نمودن زمینه ی فکری برای تحلیل وفهم  مباحث کشور عزیزمان ایران در چارچوب ضرورت های ژئوپلوتیک و جغرافیای سیاسی ونظریات مربوط به آنست  . یعنی روشن نمودن این مطلب که  بدون در نظر گرفتن وبدون ریختن مباحث ومسایل سیاسی و اجتماعی یا اقتصادی  و نظامی وهمچنین  فرهنگی وروش های مدیریتی داخلی و بین المللی  در ظرف ژئوپلوتیک و جغرافیای سیاسی ایران به جای فهم درست وتحلیل صحیح مطالب و در نتیجه رسیدن به کعبه ی آمال ملی واسلامی راه به ترکستان خواهیم گشود. دراین ارتباط  جو پینتر (1995) Joe  Painter این علم را یک گفتار و یا چارچوب دانشی می داند که برداشت های خاصی از جهان را ارائه می دهد ، ویژگی خاص این برداشت ها ، مجادلات داخلی ، بهره برداری تکاملی از نظریات جدید ، ومرزهای پویای آنست . اما روشن است که نخستین گام ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 10:53  توسط جهانگیر محمودی  | 

نکته مهم:

اماآيا اين وحد ت بايد پيرامون چه چيزي شکل بگيرد وچگونه بايد اين وحدت را صورت داد به عبارت بهتر جامعه در حال حرکت است ودر زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي وغيره  کنش و واکنشهايي دارد .بنابراین  اگر محور وحدت تعيين نگردد و جهت حرکت مشخص نشود ، اتحاد امّت اسلامي امري بي‌معنا و بي‌محتواست. زيرا هرکس به راهي خواهد رفت که خود از منا بع د يني تاويل وتفسير و به گونه ای خاص اجتهاد کرده است. پس لازم است جهت امّت در هرزمان ومکاني ازجانب خدا واوليائش تعيين گردد ،ازجمله  بايد جهت امّت در  زمان حاضر نيز تعيين شود. براي توضيح واثبات اين معني که هردوره مسلمانان براي جهت گيري خويش نياز به تعيين محور وجهت دارند به مطالب زير توجه فرماييد. اولا: بايد گفت از منظر قرآن همه پيامبران وهمه اديان توحيدي فقط يک مذهب ويک شريعت آورده‌اند. چنانچه در سوره آل عمران آيات 85-83مي فرمايد: الا افغيردين الله يبغون وله اسلم من في السموات والارض طوعا وکرها واليه يرجعون. قل آمنا بالله وماانزل علينا وما انزل علي ابراهيم واسمعيل واسحق ويعقوب والاسباط وما اوتي موسي وعيسي والنبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم ونحن له مسلمون. ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه وهو فی الاخره من الخاسرین... يعني:آيا جز دين خدا؛ دين وراه وروش زندگي ديگري را مي‌طلبيد،( اما باید بدانیدکه )  هرآنچه درآسمانها وزمين است به ميل ويا به اجبار تسليم اويند وبه سوي او باز مي‌گرد ند. بگو (اي پيامبر)که ما به خدا ايمان آورديم وبه آنچه که او نازل کرده است برما، وبه آنچه که بر ابراهيم (ع) و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده ، وآنچه بر موسي (ع)وعيسي (ع) وپيامبران خداآمده است هيچ فرقي ميان آنان نيست وما همگي براي اوتسليم به امر اوهستيم. هرکسي ديني غيراز اسلام (تسليم به فرمان خدا) دين ديگري را برگزيندهرگز از وي پذيرفته نمي‌شود وچنين کسي درآخرت از زيان کاران است.... . از آيات فوق برمي آيد که دين همه ی پيامبران يکي بوده است وتفاوتي ميان اين اديان وجود نداشته است. بااين توصيف قرآن کريم درآيه ی شريفه ديگر مي‌فرمايد وجعلنالکل امّه شريعتا ومنهاجا: يعني براي هر امتي شريعت وراه وروش خاصي وجود دارد، وقتي اين آيه را در کنا رآيات 83 تا 85 از سوره آل عمران مي‌گذاريم که در فوق از آن ياد نمودم. درمرتبه اول به نوعي تضاد مي‌رسيم که با دقت در آن مفهوم  سنتز کاملي به دست مي‌آوريم براين اساس منظور  آيه اين نيست که خداوند مثلا براي پيروان ابراهيم يک شريعت، براي پيروان يعقوب يک شريعت وبراي پيروان موسي وعيسي و محمد(ص) هرکدام شريعت خاصي به وجود آورده است زيرا در آيات فوق الذکر مي‌فرمايد که هيچ تفاوتي بين پيام الهي هيچ يک ازآن پيامبران نيست. پس منظور آيه اين است که بشر در دوره‌هاي مختلف بنابرشرايط زماني ومکاني، داراي شريعت ومنهاج متفاوتي است. يعني تغييرات تاريخي ووضعيت‌هاي خاص سياسي وفرهنگي واقتصادي وتمد ني واوضاع متفاوت تکليف خاص، (البته درقالب همان شريعت ثابت ولايتغير الهي) به وجود مي‌آورد. براي همين است که قرآن در آیاتی  مي‌فرمايد که هرامتي اجل وپاياني  دارد. منظور اين است که هردوره تاريخي اززماني شروع ودر زمان ديگر به پايان مي‌رسد والبته باتوجه به اينکه اصل اينست که خطاب قرآن بيشتر نسبت به مسلمين ا ست بنابراين به  احتمال قوي منظور از اينکه براي هر امتي شريعت ومنهاجي وجوددارد ناظر به تحولات تاريخي مسلمانان است.یعنی مسلمانان سوای اینکه به طور کلی در همه ی ادوار امت رسول اکرم (ص) هستند با این توصیف دراین چارچوبه ی کلی برای هر دوره ی تاریخی نیز یک امت خواهند بود . بنابراین وقتی گفته می شود مسلمانان در هردوره تاریخی یک امت هستند متناسب بااین وضعیت و در چارچوبه ی کلی اسلام و دستورات اسلامی  شریعت ومنهاجی که فقط به ان دوره ی تاریخی و تمدنی تعلق دارد ، خواهند داشت که این منهاج وشریعت با پدید آمدن دوره ی بعدی از بین رفته و جای خویش را به شریعت و منهاج دیگری می دهد.   چنانچه مي‌فرمايد:ولکل امّه اجل فاذا جاء اجلهم لا يستاءخرون ساعه ولا يستقدمون. . . يعني رندگي هر امتي را پاياني است ؛ پس هرگاه پايان عمرشان فرارسد، نه ساعتي دير تر بپايند ونه ساعتي زودتر فاني گردند. (اعراف آيه 34 ونحل آيه 61) پس باتوجه به مباحث فوق  اين آيه به ما مي‌فهماند که منظور دوره‌هاي تاريخي خاصي است. زيرا نه امت يهود ونه امت مسيح ونه حتي برخي امت‌هاي ديگر مانند امت زرتشت وغيره ازبين نرفته‌اند. پس منظورآیه ی فوق  اين امّت‌ها نيست. بلکه به احتمال قوي منظور همان دوره‌ هاي تاريخي است. بنابراين بايد ديد که دوره فعلي تاريخي از مسلمانان چه مي‌خواهد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:40  توسط جهانگیر محمودی  | 

ضرورت ایرانگرایی  ازمنظر دين:

در این بخش به ضرورت ایرانگرایی از منظر دین خواهم پرداخت .آنچه که ما از دین آموخته ایم اینست که اسلام یک د ین جهانی است و مرزهای مرسوم  وفعلی جهان  را به رسمیت نمی شناسد. دراینجا ابتدا  در باره ی اینکه اسلام مرزهای خود را عقید تی دانسته و به حکومت جهانی در پرتو برادری دینی می اند یشد اشاراتی از بیانات مرحوم علامه ی طباطبایی ارائه  نموده ، سپس  بخشی ازد یدگا هها وبیانات امام خمینی( ره) رادر باره ی نفی ملی گرایی مورد توجه قرار خواهم داد وبعد از آن  روشن خواهم نمود که دلایل مذهبی  ایران گرایی که در شرایط  فعلی تاریخی با ملی گرایی به نحو فوق  برای این کشور شباهت بسیار دارد ازجنبه ی اسلا می چیست؟مرحوم علامه ی طباطبایی در کتاب « روابط اجتماعی در اسلام » می نویسد: اسلام اصل انشعاب ملی را ملغی کرده است . اسلا م اجازه نداده است که « انشعاب ملی » منشاء به وجود آمدن اجتماع باشد وتشکیل یک اجتماع بر اساس «ملی » باشد. انشعاب ملی د و عامل اصلی دارد . الف – زندگی بیابانی و قبیله ای ( که قبیله ها و نژادها و خانواده ها ی مختلف ، منشعب می شوند) ب- اختلاف منطقه ی زندگی و سرزمینی که مردم در آن زندگی می کنند. این د وعامل ، در زمینه ی « طبیعت ثانوی » که به واسطه گرمی و سردی وسرسبزی و خرّمی یا کم آبی و قحطی برای مردم ایجاد می کند ، نقش اساسی را در انشعاب نوع انسانی به عهده دارد ، نوع انسان را شعبه شعبه وقبیله قبیله نموده و باعث اختلاف زبان و رنگ مردم می شود. این بحث مفصلی است که ما مختصری از آنر ا ذکر کردیم:کم کم، این دوعامل باعث شد که هرد سته ای از مردم ، قطعه ای از قطعات زمین را حیازت  و اشغال کنند:  البته زمینی که حیازت میکردند بر حسب مساعی و کوشش ها وقد رت و تصمیم و شدت عمل آنان ، فرق می کرد ، اگر در این قسمت ها تفوق داشتند ، زمین بیشتر ، وگرنه زمین کمتری را می گرفتند. هردسته ، هر چقدر زمین را جلو گرفته بودند «وطن » می نامید ند و با مساعی و کوشش تام و تمامی ، از آن دفاع   می کردند.گرچه این ، مطلبی بوده که نیاز مندی های طبیعی باعث سوق مردم به آن شده زیرا فطرت ، مردم را وا می دارد که حوائج طبیعی خود را برآورند : ولی چیزی که هست اینست : که « انشعاب    ملی »  با مقتضی اصل فطرت انسانی که عبارت از زندگی همه این نوع ، در یک اجتماع واحد است منافات دارد :  این خصوصیت انشعاب ملی است ، توجه کنید : واضح و ضروری است که طبیعت ، می خواهد همه ی قوا ونیرو های پراکنده جمع شده  وبه هم پیوسته شوند وبراثر تراکم ویگانگی ، نیروی تازه ای بگیرند تا به طرز شایسته تر و کامل تری ، به هدف شایسته خود برسند. ما این جریان را در « ماده اصلی » مشاهده میکنیم . ماده اصلی به صورت   « عنصر در می آید و ....کم کم « نبات » وسپس  « حیوان »  وبعد « انسان » می شود. این مقتضای طبیعت است ولی انشعاباتی که با اتکاء و به نام   « میهن » به وجود می آید، یک ملت را سوق می دهد که در اجتماع خاص خود ، با هم یگانه شوند و از اجتماعات وطنی د یگر جدا شوند ، در نتیجه یک واحد به وجود می آید که از نظر روح و جسم از آحاد وطنی دیگر جدا هستند ، این جریان  باعث می شود که انسانیت از  « یگانه شدن » وگرد هم آمدن  کناره گیرد ومبتلا به همان پراکند گی و تشتتی شود که از آن فرار می کرد.[ خلاصه اینکه از منظر مرحوم علامه طباطبایی جهان در یک سیر تکاملی حول محور  توحید د رحرکت  است .لذا از اجتماع قوای ماده نباتا ت به وجود می آیندو از اجتماع ووحدت نباتات حیوانات به وجود آمد ند و از اجتماع قوای حیوانی انسان به وجود آمد. این سیر تکاملی به سوی مراحل عالیتر هنگامی تحقق خواهد یافت که انسانها نیز همگی به اتحاد و وحدت واقعی برسند تا از این توحید مراحل عالیتر حاصل گردد.لذا تقابل ناسیونالیستهاو میهن های مختلف دربرابر یکدیگر  مانع این سیر تکاملی است .] چنانچه بیان شد  مرحوم علامه د ربالا می فرماید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:36  توسط جهانگیر محمودی  | 

ضرورت ایرانگرایی  ازمنظر دين:

در این بخش به ضرورت ایرانگرایی از منظر دین خواهم پرداخت .آنچه که ما از دین آموخته ایم اینست که اسلام یک د ین جهانی است و مرزهای مرسوم  وفعلی جهان  را به رسمیت نمی شناسد. دراینجا ابتدا  در باره ی اینکه اسلام مرزهای خود را عقید تی دانسته و به حکومت جهانی در پرتو برادری دینی می اند یشد اشاراتی از بیانات مرحوم علامه ی طباطبایی ارائه  نموده ، سپس  بخشی ازد یدگا هها وبیانات امام خمینی( ره) رادر باره ی نفی ملی گرایی مورد توجه قرار خواهم داد وبعد از آن  روشن خواهم نمود که دلایل مذهبی  ایران گرایی که در شرایط  فعلی تاریخی با ملی گرایی به نحو فوق  برای این کشور شباهت بسیار دارد ازجنبه ی اسلا می چیست؟مرحوم علامه ی طباطبایی در کتاب « روابط اجتماعی در اسلام » می نویسد: اسلام اصل انشعاب ملی را ملغی کرده است . اسلا م اجازه نداده است که « انشعاب ملی » منشاء به وجود آمدن اجتماع باشد وتشکیل یک اجتماع بر اساس «ملی » باشد. انشعاب ملی د و عامل اصلی دارد . الف – زندگی بیابانی و قبیله ای ( که قبیله ها و نژادها و خانواده ها ی مختلف ، منشعب می شوند) ب- اختلاف منطقه ی زندگی و سرزمینی که مردم در آن زندگی می کنند. این د وعامل ، در زمینه ی « طبیعت ثانوی » که به واسطه گرمی و سردی وسرسبزی و خرّمی یا کم آبی و قحطی برای مردم ایجاد می کند ، نقش اساسی را در انشعاب نوع انسانی به عهده دارد ، نوع انسان را شعبه شعبه وقبیله قبیله نموده و باعث اختلاف زبان و رنگ مردم می شود. این بحث مفصلی است که ما مختصری از آنر ا ذکر کردیم:کم کم، این دوعامل باعث شد که هرد سته ای از مردم ، قطعه ای از قطعات زمین را حیازت  و اشغال کنند:  البته زمینی که حیازت میکردند بر حسب مساعی و کوشش ها وقد رت و تصمیم و شدت عمل آنان ، فرق می کرد ، اگر در این قسمت ها تفوق داشتند ، زمین بیشتر ، وگرنه زمین کمتری را می گرفتند. هردسته ، هر چقدر زمین را جلو گرفته بودند «وطن » می نامید ند و با مساعی و کوشش تام و تمامی ، از آن دفاع   می کردند.گرچه این ، مطلبی بوده که نیاز مندی های طبیعی باعث سوق مردم به آن شده زیرا فطرت ، مردم را وا می دارد که حوائج طبیعی خود را برآورند : ولی چیزی که هست اینست : که « انشعاب    ملی »  با مقتضی اصل فطرت انسانی که عبارت از زندگی همه این نوع ، در یک اجتماع واحد است منافات دارد :  این خصوصیت انشعاب ملی است ، توجه کنید : واضح و ضروری است که طبیعت ، می خواهد همه ی قوا ونیرو های پراکنده جمع شده  وبه هم پیوسته شوند وبراثر تراکم ویگانگی ، نیروی تازه ای بگیرند تا به طرز شایسته تر و کامل تری ، به هدف شایسته خود برسند. ما این جریان را در « ماده اصلی » مشاهده میکنیم . ماده اصلی به صورت   « عنصر در می آید و ....کم کم « نبات » وسپس  « حیوان »  وبعد « انسان » می شود. این مقتضای طبیعت است ولی انشعاباتی که با اتکاء و به نام   « میهن » به وجود می آید، یک ملت را سوق می دهد که در اجتماع خاص خود ، با هم یگانه شوند و از اجتماعات وطنی د یگر جدا شوند ، در نتیجه یک واحد به وجود می آید که از نظر روح و جسم از آحاد وطنی دیگر جدا هستند ، این جریان  باعث می شود که انسانیت از  « یگانه شدن » وگرد هم آمدن  کناره گیرد ومبتلا به همان پراکند گی و تشتتی شود که از آن فرار می کرد.[ خلاصه اینکه از منظر مرحوم علامه طباطبایی جهان در یک سیر تکاملی حول محور  توحید د رحرکت  است .لذا از اجتماع قوای ماده نباتا ت به وجود می آیندو از اجتماع ووحدت نباتات حیوانات به وجود آمد ند و از اجتماع قوای حیوانی انسان به وجود آمد. این سیر تکاملی به سوی مراحل عالیتر هنگامی تحقق خواهد یافت که انسانها نیز همگی به اتحاد و وحدت واقعی برسند تا از این توحید مراحل عالیتر حاصل گردد.لذا تقابل ناسیونالیستهاو میهن های مختلف دربرابر یکدیگر  مانع این سیر تکاملی است .] چنانچه بیان شد  مرحوم علامه د ربالا می فرماید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:36  توسط جهانگیر محمودی  | 

 ایرانیان از عرب و عجم و ترک ولر و کرد وبلوچ  ومسلمان شیعه وسنی و زرتشتی و مسیحی و یهودی و صائبی و غیره همگی ایرانی هستند والبته  پس از قرن ها سکونت دراین مرز و بوم هرکس تردیدی در ایرانی بودن آنها بکند ، روشن است که صدایش از گلوی دشمن این ملت بزرگ   بر می آید. از سوی دیگر بی هیچ گمان  یکی از لوازم برادری  واتحادملّی رعایت  این اصل است ، که به ارزش های قومی و مذهبی اقوام و مذاهب  احترام فراوان گذارده شود تا در پرتو این احترام متقابل دلها آرام گرفته و با آسود گی خیال در کنار یکد یگر زندگی کنند. این را ما در مبارزات جنبش بزرگ شعوبیه واز بزرگان آن  فراگرفته ایم . با این حال ، متاسفانه گروههایی یافت می شوند که تحت عنوان دفاع از ارزش های متفاوت قومی و مذهبی  به طرح موضوعات تخاصم برانگیز و تفرقه افکن روی آورده  وتوهین والفاظ زشت ورکیک را نسبت به قومیت های پیرامونی از یکسو وقومیت مرکزی از سوی دیگر ، وجهه ی همت خود ساخته اند.ما کا ری به این گروه ها نداریم که در میان قوم خویش نیز از محبوبیت کافی برخوردار نیستند و معمولا با دروغ گویی و وعده های    کاذ ب می کوشند تا مردم را با خویش همراه کنند. سخن ما در این مقاله رو سوی کسانی دارد  که  می اندیشند درایران  چگونه می توان جامعه ای آزاد و آباد ، همراه با مجد و عظمت و بزرگی و عدالت خواهی و صلح طلبی و فرهیختگی ،  وبیگانه و منزوی و متخاصم نبودن با جهان به وجود آورد. جامعه ای که هیچکس در آن از فقر و ناداری وبی عدالتی و فقدان آزادی ننالد، وهویت وهستی ملّی بازیچه ی هیچ   سیا ستی نشود .آنچه که  دربخش نخست این  مقاله خواهیم گفت دراین باره است که وحدت وبراد ری پیرامون ناسیونالیسم ایرانی – که اتحا د یه ی بزرگ اقوام و مذاهب ایرانی است – سبب و پایه ی اصلی رشد و توسعه ی همه جانبه در زمینه های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و موارد دیگر است .به یک کلام اگر ماخواهان آزادی و آبادی و ریشه کنی فقر وظلم و بی عدالتی  هستیم باید بکوشیم تا ناسیونالیسم ایرانی را تقویت کنیم  وجالب اینکه  نه تنها علم و دانش روز بر این امر صحه می گذارد بلکه دین و روایات دینی نیز خواهان این امر است وباز جالب است  که  بدانیم  آنچه دین و روایات به ما می آموزند، براین پایه استوار است که پارسیان- بی آنکه بخواهیم بر نژاد پرستی  یاقوم ستایی تاکید کنیم - بایستی محور این اتحاد باشند و جالب تر اینکه نه تنها باید محور این اتحاد ملّی باشند بلکه برپایه ی خصوصیات و ویژگی هایی که پیامبر و امامان مطهرعلیهم السلام  برای پارسیان بر شمرده اند برای نیل به تکامل و پیشرفت مذهبی  باید محور همه ی مسلمانان جهان بلکه همه  ی محرومین و مستضعفین برای  عدالت و تکامل دینی و زمینه سازی برای ظهور مهدی  موعود که  به نوعی همه ی ادیان درانتظار اویند[لااقل باتوجه به اد له ی اسلامی و برای همه ی مسلمانان شیعه و سنی ] ، باشند.بنابراین دشمنی با پارسیان نه تنها مفید نیست بلکه زیان غیر قابل جبران دینی(برای همه ی مسلمانان ) وهمچنین د نیوی دارد وراهی انحرافی است که  از سیاه چاله های اهریمنی سرچشمه می گیرد .اکنون با  توجه به مطالب فوق  بحث خود را زیر د و عنوان پی می گیرم. عنوان اول ضرورت ایرانگرایی از منظردانشِ ِتوسعه و پیشرفت  و عنوان بعدی ایرانگرایی از منظر اسلام است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 21:11  توسط جهانگیر محمودی  |